جان من، جان و دل خویش نثار تو کنم
بود و نابود همه در سر کار تو کنم
تا دگر دور نیفتد ز رخت مردم چشم
خواهمش بر کنم و خال عذار تو کنم
همچو سگ با تو سراسیمه ام، ای طرفه غزال
می روم در هوس آنکه: شکار تو کنم
ای گل تازه، که دیر آمده ای پیش نظر،
زود مگذر، که تماشای بهار تو کنم
ماه من، سوی هلالی بگذر از سر مهر
سرمه دیده گریان ز غبار تو کنم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و فداکاری برای محبوب خود پرداخته و بیان میکند که جان و دل خود را برای او نثار میکند. او آرزو دارد که همیشه در کنار محبوبش باشد و از دوری او نگران است. شاعر به احساسات عمیقش اشاره میکند و در وصف زیبایی محبوب، تمایل خود را برای تماشای او ابراز میکند. همچنین با محبت و احترام به محبوبش، خواهان نزدیکی و ارتباط بیشتری است و از او میخواهد که به سرعت نرود تا بتواند او را به خوبی ببیند.
هوش مصنوعی: ای جان من، من همه وجودم را برای تو فدای تو میکنم و تمام هستیام را وقف کار و عشق تو مینمایم.
هوش مصنوعی: میخواهم چهرهام را از همگان پنهان کنم و تنها به یاد تو نگاه کنم تا از تو دور نشوم.
هوش مصنوعی: من مانند سگی در کنار تو بیتاب و نگرانم، ای غزالی زیبا، در آرزوی شکار تو قدم میزنم.
هوش مصنوعی: ای گل زیبای تازه، که به تازگی به چشمم آمدهای، سریع نرو! میخواهم از تماشای زیبایی بهاریت لذت ببرم.
هوش مصنوعی: عزیز من، به سمت هلالی برو و با محبت، چشمانم را که به خاطر غبار تو اشک میریزند، پاک کن.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چه بود هستی فانی که نثار تو کنم؟
این زر قلب چه باشد که به کار تو کنم؟
جان باقی به من از بوسه کرامت فرمای
تا به شکرانه همان لحظه نثار تو کنم
همه شب هاله صفت گرد دلم می گردد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.