این تازه گل، که می رسد، از بوستان کیست؟
نخل کدام گلشن و سرو روان کیست؟
باز این نهال تازه، که سر می کشد بناز
سرو کشیده قامت نازک میان کیست؟
ای دل، ز تیر ابروی پر فتنه اش منال
تو تیر را ببین و مگو کز کمان کیست؟
دشنامها، که از تو رساندند قاصدان
دانستم از ادای سخن کز زبان کیست
گر افگنند پیش سگت بعد کشتنم
داند ز بوی درد که: این استخوان کیست
افسانه شد حدیث من، آخر شبی بپرس
کین گفتگو، که می گذرد، داستان کیست؟
از آه گرم سوخت هلالی و کس نگفت:
دودی که بر فلک شده از دودمان کیست؟



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر در وصف زیبایی و جذابیت یک معشوق است که شاعر به توصیف ویژگیهای او میپردازد. او از گل و نخل و سرو صحبت میکند و جذابیتهای ظاهری و معنوی این معشوق را به تصویر میکشد. دلش به تیر ابروی او میسوزد و از قاصدان میگوید که بدیها را به او نسبت دادهاند، اما او میداند که این سخنان تنها حرف هستند. شاعر در نهایت از درد و رنج خود میگوید و میخواهد کسی داستانش را بپرسد، در حالی که از غم و اندوهش کسی خبر ندارد.
هوش مصنوعی: این گل زیبا که در حال شکفتن است، از کدام باغ آمده؟ و درخت نخل مربوط به کدام بهشت و سرو باشد؟
هوش مصنوعی: این نهال تازه که قد بلند و نازک دارد و خود را به نمایش میگذارد، کیست که به زیبایی و ظرافت سروهای کشیده میماند؟
هوش مصنوعی: ای دل، از تیرکمان ابروی فریبندهاش ناراحت نشو، فقط خود تیر را ببین و دربارهی اینکه این تیر از کجاست حرفی نزن.
هوش مصنوعی: دشنامهایی که فرستادند، فهمیدم از صدای گفتار توست، نه از زبان دیگران.
هوش مصنوعی: اگر پس از کشتن من، استخوانهایم را پیش سگت بیفکنند، او از بوی درد میفهمد که این استخوان متعلق به کیست.
هوش مصنوعی: داستان من به افسانه تبدیل شده است. اگر آخر شب بپرسی که این صحبتها که میگذرد، مربوط به چه کسی است، پاسخ درمییابی.
هوش مصنوعی: در اثر آه دودی که از هلالی سوخته بلند شده، هیچکس نپرسید که این دودی که به آسمان رفته، مربوط به کدام نسل یا خانواده است؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
یارب، که این درخت گل از بوستان کیست
وین غنچه شکر شکن از نقلدان کیست
باز آن پسر که می گذرد از کدام کوست
باز آن بلا که می رسد از بهر جان کیست
از خون نشان تازه همی بینمش به لب
[...]
گفتی از آن ماست دلت جان از آن کیست
اینجا نگر که داغ که آنجا نشان کیست
تن خاک شد بر آن در و هرگز به کوی تو
یک شب سگی نگفت که این استخوان کیست
باری مرا به حسرت درد نو سوخت جان
[...]
یارب که آن درخت گل از گلستان کیست
وان پسته شکر شکن از نقلدان کیست
باز این قماشهای نفیس ازدکان کیست
وین طرفه رختهای نواز جامه دان کیست
از پوشیم بتاب و ببندم ز پیش بند
[...]
یارب مه مسافر من همزبان کیست ؟
با او که شد حریف و کنون همعنان کیست ؟
ماهی که چرخ ساخت به دستان ز من جدا
تا با که ، دوست گشته و همداستان کیست ؟
تا همچو ماه خیمه به سر منزل که زد
[...]
ای صبح گرد ناز تو از کاروان کیست
بر خو چیدن تو متاع دکانکیست
آنجاکه فرصت من وما تیر جسته است
ترسم نفس کشی و ندانی کمان کیست
سر برنیاوری چوگهر از سجود جیب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.