فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اشکانیان » بخش ۱ - ستایش محمود و نصر و بوالظفر، مژدهٔ بخشش خراج و اندرز داد و جاودانگی سخن
کنون پادشاه جهان را ستای
به رزم و به بزم و به دانش گرای
سرافراز محمود فرخندهرای
کزویست نام بزرگی به جای
جهاندار ابوالقاسم پر خرد
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اشکانیان » بخش ۲ - دیباچهٔ گاه اشکانیان: ملوک طوایف پس از سکندر و جز نام نماندن از شاهان
کنون ای سراینده فرتوت مرد
سوی گاه اشکانیان بازگرد
چه گفت اندر آن نامهٔ راستان
که گوینده یاد آرد از باستان
پس از روزگار سکندر جهان
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اشکانیان » بخش ۳ - کشته شدن دارا و شبانی زادگان ساسان، خواب بابک و دادن دختر و افسر بدو
چو دارا به رزم اندرون کشته شد
همه دوده را روز برگشته شد
پسر بد مر او را یکی شادکام
خردمند و جنگی و ساسان به نام
پدر را بران گونه چون کشته دید
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اشکانیان » بخش ۴ - زاده شدن و هنرآموزی اردشیر، نامهٔ اردوان و فرستادنش با هدایا به درگاه
چو نه ماه بگذشت بر ماهچهر
یکی کودک آمد چو تابنده مهر
به مانندهٔ نامدار اردشیر
فزاینده و فرخ و دلپذیر
همان اردشیرش پدر کرد نام
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اشکانیان » بخش ۵ - شکار گور و ستیز اردشیر با پسر اردوان، خشم شاه و گماردنش به سالاری آخور
چو آمد به نزدیکی بارگاه
بگفتند با شاه زان بارخواه
جوان را به مهر اردوان پیش خواند
ز بابک سخنها فراوان براند
به نزدیکی تخت بنشاختش
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اشکانیان » بخش ۶ - شب دیدار گلنار و اردشیر، مرگ بابک و پیشگویی اخترشناسان
یکی کاخ بود اردوان را بلند
به کاخ اندرون بندهای ارجمند
که گلنار بد نام آن ماهروی
نگاری پر از گوهر و رنگ و بوی
بر اردوان همچو دستور بود
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اشکانیان » بخش ۷ - پیمان گریز اردشیر و گلنار، بردن گوهر شاهوار و تاختن شبانه از اردوان به پارس
چو شد روی کشور به کردار قیر
کنیزک بیامد بر اردشیر
چو دریا برآشفت مرد جوان
که یک روز نشکیبی از اردوان
کنیزک بگفت آنچ روشنروان
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اشکانیان » بخش ۸ - گریز اردشیر و گلنار با بارگان شاه، تعقیب اردوان و پیوستن غرم فرّ به اردشیر
چنان بد که بیماه روی اردوان
نبودی شب و روز روشنروان
ز دیبا نبرداشتی دوش و یال
مگر چهر گلنار دیدی به فال
چو آمدش هنگام برخاستن
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اشکانیان » بخش ۹ - نامهٔ نهانی نزد پسر: گریختن اردشیر چون تیر از کمان و جستوجوی پنهان او در پارس
چو شب روز شد بامداد پگاه
بفرمود تا بازگردد سپاه
بیامد دو رخساره همرنگ نی
چو شب تیره گشت اندر آمد بری
یکی نامه بنوشت نزد پسر
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اشکانیان » بخش ۱۰ - رسیدن اردشیر به دریا، بیعت نامداران بر کین اردوان و آمادهشدن بهمن به جنگ
وزین سو به دریا رسید اردشیر
به یزدان چنین گفت کای دستگیر
تو کردی مرا ایمن از بدکنش
که هرگز مبیناد نیکی تنش
برآسود و ملاح را پیش خواند
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اشکانیان » بخش ۱۱ - آمدن سباک از جهرم سوی اردشیر، سوگند به اوستا و زند و گریختن بهمن تا استخر
یکی نامور بود نامش سباک
ابا آلت و لشکر و رای پاک
که در شهر جهرم بد او پادشا
جهاندیده با داد و فرمانروا
مر او را خجسته پسر بود هفت
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اشکانیان » بخش ۱۲ - شکست و کشتن اردوان، زناشویی اردشیر با دختر او و بنیاد شارستان گور
چو آگاهی آمد سوی اردوان
دلش گشت پربیم و تیرهروان
چنین گفت کین راز چرخ بلند
همی گفت با من خداوند پند
هران بد کز اندیشه بیرون بود
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اشکانیان » بخش ۱۳ - شکست اردشیر در رزم کردان، پناه شبانه نزد شبانان و گزینش سیهزار سوار
سپاهی ز اصطخر بیمر ببرد
بشد ساخته تا کند رزم کرد
به نیکی ز یزدان همی جست مزد
که ریزد بر آن بوم و بر خون دزد
چو شاه اردشیر اندرآمد به تنگ
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اشکانیان » بخش ۱۴ - حملهٔ نیمهشب اردشیر بر کردان خفته، کشتار و تاراج و بازگشت به اصطخر
چو خورشید شد زرد لشکر براند
کسی را که نابردنی بد بماند
چو شب نیم بگذشت و تاریک شد
جهاندار با کرد نزدیک شد
همه دشت زیشان پر از خفته دید
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اشکانیان » بخش ۱۵ - دختر هفتواد و کرم سیب: فزونی رشتن، توانگری خاندان و سپاه بر میر کجاران
ببین این شگفتی که دهقان چه گفت
بدانگه که بگشاد راز از نهفت
به شهر کجاران به دریای پارس
چه گوید ز بالا و پهنای پارس
یکی شهر بد تنگ و مردم بسی
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اشکانیان » بخش ۱۶ - برآمدن هفتواد از کجاران، ساختن دژ بر تیغ کوه و بالیدن کرم تا فیلسانی و شهریاری
ز شهر کجاران برآمد نفیر
برفتند با نیزه و تیغ و تیر
همی رفت پیش اندرون هفتواد
به جنگ اندرون داد مردی بداد
همه شهر بگرفت و او را بکشت
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اشکانیان » بخش ۱۷ - کمین هفتواد و شکست سپاه اردشیر، آمدن شاهوی و کارزار تا شب با تنگی خورش
چو آگه شد از هفتواد اردشیر
نبود آن سخنها ورا دلپذیر
سپهبد فرستاد نزدیک اوی
سپاهی بلند اختر و رزمجوی
چو آگاه شد زان سخن هفتواد
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اشکانیان » بخش ۱۸ - تاراج گنج اردشیر به دست مهرک نوشزاد و فرود تیر هشدار از بام دژ بر خوان شاه
به جهرم یکی مرد بد بدنژاد
کجا نام او مهرک نوشزاد
چو آگه شد از رفتن اردشیر
وزان ماندن او بران آبگیر
ز تنگی که بد اندر آن رزمگاه
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اشکانیان » بخش ۱۹ - گریز اردشیر از کرم و هفتواد، پناه دو جوان و کشتن مهرک نوشزاد جز دخترش
پراندیشه بود آن شب از کرم شاه
چو بنشست خورشید بر جایگاه
سپه برگرفت از لب آبگیر
سوی پارس آمد دمان اردشیر
پس لشکر او بیامد سپاه
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اشکانیان » بخش ۲۰ - نیرنگ اردشیر در دژ کرم: جامهٔ بازارگان، مستی پرستندگان و کشتن کرم با ارزیز جوشان
وزان جایگه شد سوی جنگ کرم
سپاهش همی کرد آهنگ کرم
بیاورد لشکر ده و دو هزار
جهاندیده و کارکرده سوار
پراگنده لشکر چو شد همگروه
[...]
