فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۲۲ - پاسخ نامهٔ منوچهر به سام، بازگشت زال با خلعت و آراستن کابل برای جشن وصلت
دگر پیکرش در خوشاب بود
که هر دانهای قطرهای آب بود
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی نوذر » بخش ۹ - حملهٔ شماساس و خزروان به زابلستان و چارهجویی مهراب برای فریب ترکان و هشدار به زال
به شهر اندرون گرد مهراب بود
که روشن روان بود و بیخواب بود
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیکاووس و رفتن او به مازندران » بخش ۹ - خان پنجم و ششم رستم: تاریکی و دشت سبز، برخورد با دشتبان و اسیر کردن اولاد
همه جامه بر برش چون آب بود
نیازش به آسایش و خواب بود
فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۱۲ - شب رفتن رستم با جامهٔ ترکان به بزم سهراب، کشتن ژندهرزم و گزارش برز او به کاووس
تو گفتی همه تخت سهراب بود
بسان یکی سروِ شاداب بود
فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۱۶ - شب پیش از نبرد فردا: گزارش رستم از زور سهراب و وصیت به زواره
ز شب نیمهای گفت سهراب بود
دگر نیمه آرامش و خواب بود
فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۱۴ - خبر قتل سیاوش، سوگ کاووس و رستم، کشتن سودابه و آغاز کین با سر بریدن ورازاد و سرخه
دران مرز شاه سپیجاب بود
که با لشکر و گنج و با آب بود
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۱۶ - پاسخ رستم به اسفندیار: ستایش نژاد، یادکرد پهلوانیهای خویش و دعوت به می
همان مادرم دخت مهراب بود
بدو کشور هند شاداب بود
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۱ - یافتن گنج گاوان جمشید به نشان دهقان، نپذیرفتن بهرام و بخشش گوهر به نیازمندان
میان بهی در خوشاب بود
که هر دانهای قطرهٔ آب بود
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۶۴ - پاسخ خسرو به قیصر: پاسداشت دین هوشنگ، رد دار مسیحا و فرستادن هدایا به روم
دگر پانصد در خوشاب بود
که هر دانهای قطرهٔ آب بود
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۷۲ - دیباچهٔ داستان خسرو پرویز: شکوه دستگاه، گنجهای شاهی و پند ناپایداری جهان
دگر گنج پر در خوشاب بود
که بالاش یک تیر پرتاب بود
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۳۳ - ماجرای مار و خواب بزرجمهر در راه
رسیدند جایی کجا آب بود
چو هنگامه خوردن و خواب بود
سرایندهٔ فرامرزنامه » فرامرزنامه » بخش ۹۱ - رفتن فرامرز به هندوستان و نشاندن دستور در مرز خرگاه و نامه نوشتن به رای هند
همش لشکر و پیل و اسباب بود
شب و روز با جنگ و با تاب بود
ایرانشان » کوشنامه » بخش ۱۵۱ - رسیدن آتبین به خشکی
که پیوسته با مرز سقلاب بود
در و دشت او سبزه و آب بود
ایرانشان » بهمننامه » داستان اندر لشکر آراستن شاه بهمن به رزم فرامرز به کین اسفندیار » بخش ۱۴ - آغاز داستان
کلاهش همه دُرّ خوشاب بود
کز آن هر یکی قطرهای آب بود
عطار » مختارنامه » باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع » شمارهٔ ۴۲
شمع آمد و گفت: این کرا تاب بود
کز آتش تیز بی خور وخواب بود
آبم کند آتش که به من بسته دلست
آتش دیدی که تشنهٔ آب بود
عطار » مصیبت نامه » بخش بیست و هشتم » بخش ۴ - الحكایة و التمثیل
گفت یا رب این چه فتح الباب بود
گوئیا بخت بدم در خواب بود
عراقی » عشاقنامه » آغاز کتاب » بخش ۳ - در تصفیهٔ نهاد گوید
ماه را نور بیحساب بود
چون برابر به آفتاب بود
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۴۶
هر عمر که بیدیدن اصحاب بود
یا مرگ بود به طبع یا خواب بود
آبی که ترا تیره کند زهر بود
زهری که ترا صاف کند آب بود
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۴۷
هر عمر که بیدیدن اصحاب بود
یا مرگ بود به طبع یا خواب بود
آبی که ترا تیره کند زهر بود
زهری که ترا صاف کند آب بود
