گنجور

 
۱
۲
 

فردوسی » شاهنامه » داستان اکوان دیو » داستان اکوان دیو

 

چو گور دلاور کمندش بدید

شد از چشم او در زمان ناپدید

۱ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی قباد چهل و سه سال بود » بخش ۱ - پادشاهی قباد چهل و سه سال بود

 

جهانجوی چون روی دختر بدید

ز مغز جوان شد خرد ناپدید

۱ بیت
فردوسی
 

قطران تبریزی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۳۴

 

هر کان رخ و آن زلف و دهان و لب دید

می معدن سیم و روز جفت شب دید

هر کان خط و خدّ و زلف و آن غبغب دید

خورشید بقوس و ماه در عقرب دید

۲ بیت
قطران تبریزی
 

سرایندهٔ فرامرزنامه » فرامرزنامه » بخش ۱۰۵ - گرفتن فرامرز،رای هندی را به کمند

 

درفش شه هندوان را بدید

کزآن سو بر قلبگه شد پدید

۱ بیت
سرایندهٔ فرامرزنامه
 

عطار » بیان الارشاد (مفتاح الاراده) » بخش ۲۳ - در تحقیق و بیان ارواح خاص الخاص

 

بمسکینی چو ایشان را لقب دید

همه افعالشان عین ادب دید

۱ بیت
عطار
 

عطار » اشترنامه » بخش ۲۲ - رسیدن سالك با پرده دوم

 

برگذشت و پردهٔ دیگر بدید

گشت پیدا درد چشم او پدید

۱ بیت
عطار
 
 
۱
۲
 
تعداد کل نتایج: ۳۲