فردوسی » شاهنامه » پادشاهی نوذر » بخش ۱۰ - بازگشت زال، کشتن خزروان و کلباد و شکست شماساس و برخورد او با قارن
چو شمشیرزن گُرز دستان بدید
همی کرد ازو خویشتن ناپدید
فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۱۳ - خواب پیران و زادن کیخسرو، پرورش نزد شبانان، نمودن دیوانگی پیش افراسیاب و رفتن به سیاوشگرد
زمانی نگه کرد و نیکو بدید
همی گشت رنگ رخش ناپدید
فردوسی » شاهنامه » داستان اکوان دیو » داستان اکوان دیو
چو گور دلاور کمندش بدید
شد از چشم او در زمان ناپدید
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۲۷ - سپیدهدم رویارویی رستم و اسفندیار: پوزش و گنجبخشی، و پافشاری اسفندیار بر بند
خروشید چون روی رستم بدید
که نام تو باد از جهان ناپدید
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۳۱ - نامهٔ پوزش رستم به گشتاسپ، بازگشت بهمن از زابل و نامیدن او به اردشیر
چو گشتاسپ روی نبیره بدید
شد از آب دیده رخش ناپدید
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی قباد چهل و سه سال بود » بخش ۱ - پادشاهی قباد چهل و سه سال بود
جهانجوی چون روی دختر بدید
ز مغز جوان شد خرد ناپدید
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۱۶ - گرفتاری ماهوی به دست برسام، بریدن دست و پا و سوزاندن او با سه پسر
گنهکار چون روی بیژن بدید
خرد شد ز مغز سرش ناپدید
فردوسی » شاهنامه » داستان کاموس کشانی » بخش ۱۴ - جنگ کاموس با گیو و طوس تا شب، رسیدن رستم به هماون و آرایش دو سپاه
چو کاموس دست و گشادش بدید
بزیر سپر کرد سر ناپدید
فردوسی » شاهنامه » داستان کاموس کشانی » بخش ۱۴ - جنگ کاموس با گیو و طوس تا شب، رسیدن رستم به هماون و آرایش دو سپاه
چو گودرز روی تهمتن بدید
شد از آب دیده رخش ناپدید
فردوسی » شاهنامه » داستان بیژن و منیژه » بخش ۱۳ - لشکرکشی افراسیاب بر رستم، آرایش رزم و گریز شاه توران با هزار اسیر
چو افراسیاب آن سپه را بدید
که سالارشان رستم آمد پدید
فردوسی » شاهنامه » داستان دوازده رخ » بخش ۱۱ - شبیخون سپیدهدم نستیهن، کشته شدنش به گرز بیژن و سوگ پیران بر برادر
سپهدار چون گرد تیره بدید
کزو لشکر ترک شد ناپدید
فردوسی » شاهنامه » جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب » بخش ۸ - چیرگی قارن بر جهن، نیایش کیخسرو و گریز شبانگاهی افراسیاب
چو کیخسرو آن رزم ترکان بدید
که خورشید گشت از جهان ناپدید
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۶۱ - بازگشت کسری به مداین و دوران داد و آبادانی
چو از دور جای پرستش بدید
شد از آب دیده رخش ناپدید
قطران تبریزی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۳۴
هر کان رخ و آن زلف و دهان و لب دید
می معدن سیم و روز جفت شب دید
هر کان خط و خدّ و زلف و آن غبغب دید
خورشید بقوس و ماه در عقرب دید
سرایندهٔ فرامرزنامه » فرامرزنامه » بخش ۱۰۵ - گرفتن فرامرز،رای هندی را به کمند
درفش شه هندوان را بدید
کزآن سو بر قلبگه شد پدید
ایرانشان » بهمننامه » رفتن شاه بهمن به کشمیر به طلب دختران و خواهران فرامرز » بخش ۴ - رزم کردن شاه بهمن با شاه صور
سپاه کیان شیر چون آن بدید
ز آوردگه حمله شد ناپدید
عطار » بیان الارشاد (مفتاح الاراده) » بخش ۲۳ - در تحقیق و بیان ارواح خاص الخاص
بمسکینی چو ایشان را لقب دید
همه افعالشان عین ادب دید
عطار » اشترنامه » بخش ۲۲ - رسیدن سالك با پرده دوم
برگذشت و پردهٔ دیگر بدید
گشت پیدا درد چشم او پدید
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۳ - ظاهر شدن عجز حکیمان از معالجهٔ کنیزک و روی آوردن پادشاه به درگاه اله و در خواب دیدن او ولیی را
آن خیالی که شه اندر خواب دید
در رخ مهمان همی آمد پدید
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۶۹ - قصهٔ آدم علیهالسلام و بستن قضا نظر او را از مراعات صریح نهی و ترک تاویل
هر که اوّل مؤمن است اوّل بدید
هر که آخر کافر او را شد پدید
