فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۱۲ - بند کردن فریدون، ضحاک را
بسا روزگارا که بر کوه و دشت
گذشتهست و بسیار خواهد گذشت
فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱۴ - لشکرکشی سلم و تور به ایران
خروشیدن تازی اسپان ز دشت
ز بانگ تبیره همی برگذشت
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی نوذر » بخش ۲ - آگاهی توران از مرگ منوچهر و تصمیم پشنگ و افراسیاب برای کینخواهی و حمله به ایران
چراگاه اسپان شود کوه و دشت
گیاها ز یال یلان برگذشت
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیکاووس و رفتن او به مازندران » بخش ۹ - خان پنجم و ششم رستم: تاریکی و دشت سبز، برخورد با دشتبان و اسیر کردن اولاد
کزو بگذری سنگلاخست و دشت
که آهو بران ره نیارد گذشت
فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۱۴ - خروش سهراب بر کاووس، برکندن سراپرده، دیدار نخست با رستم و انکار نام
ز خیمه نگه کرد رستم بدشت
ز ره گیو را دید کاندر گذشت
فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۱۷ - گفتوگوی سهراب با هومان، پیشنهاد آشتی، و رهایی رستم در کشتی نخست به فریب
رها کرد زو دست و آمد به دشت
چو شیری که بر پیش آهو گذشت
فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۹ - ورود سیاوش به توران، پذیرایی پیران و افراسیاب، پیوند با جریره و فرنگیس و بنیاد سیاوشگرد
همه کوه نخچیر و آهو به دشت
چو این شهر بینی نشاید گذشت
فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۱۳ - خواب پیران و زادن کیخسرو، پرورش نزد شبانان، نمودن دیوانگی پیش افراسیاب و رفتن به سیاوشگرد
شبان اندر آمد ز کوه و ز دشت
بنالید و نزدیک پیران گذشت
فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۱۶ - تاخت رستم به کین سیاوش در توران، نشستن بر تخت افراسیاب، بازگشت و خشکسالی هفتساله
یکی بیشه دید اندران پهن دشت
که گفتی برو بر نشاید گذشت
فردوسی » شاهنامه » داستان اکوان دیو » داستان اکوان دیو
چهارم بدیدش گرازان بدشت
چو باد شمالی برو بر گذشت
فردوسی » شاهنامه » داستان اکوان دیو » داستان اکوان دیو
همی تاخت اسپ اندران پهن دشت
چو سه روز و سه شب برو بر گذشت
فردوسی » شاهنامه » داستان اکوان دیو » داستان اکوان دیو
یکایک خروشیدن آمد ز دشت
همه اسپ یک بر دگر برگذشت
فردوسی » شاهنامه » داستان اکوان دیو » داستان اکوان دیو
که تنها گله برد رستم ز دشت
ز ما کشت بسیار و اندر گذشت
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی لهراسپ » بخش ۱۵ - فرستادن قالوس به درگاه لهراسپ برای باژخواهی و شناختن گشتاسپ از سیمای زریر
یکی گرگ بد همچو پیلی به دشت
که قیصر نیارست زان سو گذشت
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود » بخش ۲۹ - گریز و محاصرهٔ گشتاسپ بر کوه، پشیمانی از بند اسفندیار و رفتن جاماسپ به دژ گنبدان
خرد یافته چون بیامد به دشت
شب تیره از لشکر اندر گذشت
فردوسی » شاهنامه » داستان هفتخوان اسفندیار » بخش ۷ - هشدار گرگسار از راه روییندژ، خشم اسفندیار بر پند بازگشت، و رهایی سپاه از برف سه روزه
سه روز و سه شب هم بدان سان به دشت
دم باد ز اندازه اندر گذشت
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و شغاد » بخش ۳ - چاههای حربهدار نخچیرگاه کابل، پوزش ساختگی شاه و فرو افتادن رستم و رخش
به چنگ آیدش گور و آهو به دشت
ازان دشت خرم نشاید گذشت
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی همای چهرزاد سی و دو سال بود » بخش ۳ - آگاهی داراب از گوهر خویش نزد زن گازر، پیوستن به سپاه رشنواد و جوشیدن شیر همای
همی بود چندی بران پهن دشت
چو لشکر فراوان برو برگذشت
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی همای چهرزاد سی و دو سال بود » بخش ۶ - گفتگوی رشنواد با گازر، نامه و یاقوت به همای، شناختن داراب و بخشش گنج
بدانست کان روز کامد به دشت
بفرمود تا پیش لشکر گذشت
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی داراب دوازده سال بود » بخش ۲ - نبرد سه روزهٔ داراب با شعیب تازی، گریختن عرب و خواستن باژ از دشت
فرستاد تا باژ خواهد ز دشت
ازان سال و آن سال کاندر گذشت
