فردوسی » شاهنامه » کیقباد » بخش ۳- آگاهی از پشنگ شکست سپاه توران و دلاوری رستم و سفارش او افراسیاب را به آشتی با کیقباد
تو گفتی که از آهنش کردهاند
ز سنگ و ز رویش برآوردهاند
فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۲۰ - زاری رستم بر مرگ سهراب، سوختن خیمه و گذشتن کاووس از کین توران
گر ایشان به من چند بد کردهاند
و گر دود از ایران برآوردهاند
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۱۴ - راز جام زرد کید: کشیدن آب از گردون، پیمان پیران با میلاد و نهفتن گنج در کوه
که این در بسی سالیان کردهاند
بدین در بسی رنجها بردهاند
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۱۹ - فرستادگان خسرو پرویز در بارگاه قیصر: نامهٔ دادخواهی و پیمان یاری
سپهر و ستاره همه کردهاند
بدین چرخ گردان برآوردهاند
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۶۳ - نامهٔ پرویز به قیصر در زادن شیروی، جشن روم و فرستادن باژ و خواهش دار مسیحا
زن و کودک رومیان بردهاند
دل ما ز هر گونه آزردهاند
فردوسی » شاهنامه » داستان دوازده رخ » بخش ۳۶ - دیدار خسرو با سپاه پس از پیروزی، سوگ بر پیران و کشتن گروی زره
همه جان و تن ها فدا کردهاند
دم از شهر توران برآوردهاند
فردوسی » شاهنامه » جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب » بخش ۱۸ - شکست شبیخون افراسیاب، پوزش فغفور و گریختن شاه توران از آب زره به گنگدژ
همه خفتگان سر به سر مردهاند
وگر نه همه روز می خوردهاند
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۸۰ - مجموعه توقیعها و پاسخهای دادگرانه کسری
اسیران رومی که آوردهاند
بسی شیرخواره درو بردهاند
عیوقی » ورقه و گلشاه » بخش ۱۹ - صفت خواندن ورقه مادر گلشاه را و زاری کردن
به پیوستگی رای ما کرده اند
جهانی پر از مال آورده اند
عیوقی » ورقه و گلشاه » بخش ۲۳ - بیرون رفتن ورقه از شهر یمن به جنگ کردن
مگر شهریار نو آورده اند
که از قوتش دل قوی کرده اند
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۳ - در ستایش دین گوید
جهان را نه بهر بیهده کردهاند
ترا نه ز پی بازی آوردهاند
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۶ - در صفت طبایع چهارگانه گوید
هرآن صحف کز ایزد آورده اند
بر او بود هر دین که گسترده اند
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۵۵ - صفت جزیره اسکونه
به هر دو تن این کاخها کردهاند
چنین سنگها زین کُه آوردهاند
سرایندهٔ فرامرزنامه » فرامرزنامه » بخش ۱۹ - تمثال آوردن پیران و گفتن حقیقت پیش افراسیاب (و) منع کردن پیران،افراسیاب را برای جنگ بانو گشسب
همانا که دامی بگسترده اند
به دام اندر آن دنبه آورده اند
انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۲۰۳ - در التماس برات انعام گوید که خبر آن بدو رسید و برات نرسیده بود
ای خداوندی که بر درگاه جاهت بندهوار
چرخ و انجم سالها اجری و راتب خوردهاند
بنده را فخرالزمان اسحق و چندین کس جز او
تازه از انعام تو چیزی حکایت کردهاند
گر درستست این سخن معلوم کن تا آن برات
[...]
نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۱۳ - گفتار در فضیلت سخن
ملک طبیعت به سخن خوردهاند
مهر شریعت به سخن کردهاند
نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۱۴ - برتری سخن منظوم از منثور
سیم کشانی که به زر مردهاند
سکه این سیم به زر بردهاند
نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۲۲ - مقالت دوم در عدل و نگهداری انصاف
زان ازلی نور که پروردهاند
در تو زیادت نظری کردهاند
عطار » منطقالطیر » بیان وادی توحید » حکایت پیرزنی که کاغذ زری به بوعلی داد
مار و کژدم در تو زیر پردهاند
خفتهاند و خویشتن گم کردهاند
عطار » منطقالطیر » سیمرغ در پیشگاه سیمرغ » سیمرغ در پیشگاه سیمرغ
بازدانی آنچ ایشان کردهاند
روشنت گردد که چون خون خوردهاند
