فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۹ - ورود سیاوش به توران، پذیرایی پیران و افراسیاب، پیوند با جریره و فرنگیس و بنیاد سیاوشگرد
خنیده به گیتی به مهر و وفا
ز آهرمنی دور و دور از جفا
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اردشیر » بخش ۱۴ - بیماری و مرگ اردشیر، اندرز به شاپور در پیوند دین و شهریاری
بگردند یکسر ز عهد و وفا
به بیداد یازند و جور و جفا
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۲۷ - نشاندن فرستادهٔ قیصر بر تخت بهرام، هفت پرسش نهان و پاسخ موبد در ستایش خرد
یکی مهر خوانند و دیگر وفا
خرد دور شد درد ماند و جفا
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد هجده سال بود » بخش ۴ - پادشاهی بلاش پیروز چهار سال بود
به شاه آنک تو کردی ای بیوفا
ببینی کنون زور تیغ جفا
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۷۶ - شاخ گوهر باغبان و یافتن خسرو، پیشگویی مرگ میان دو کوه و تخت کوتاه قباد
چنین است رسم سرای جفا
نباید کزو چشم داری وفا
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شیرویه » بخش ۲ - پاسخ خسرو پرویز به شیرویه: دفاع از پادشاهی، پند گنج و سپاه و بدرود با جهان
وفا کردن او و از ما جفا
تو خود کی شناسی جفا از وفا
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۲ - نامهٔ رستم فرخزاد به برادر: اخترشماریِ شکست در قادسی و پیشگویی زوال ساسانیان
به گیتی کسی را نماند وفا
روان و زبانها شود پر جفا
فردوسی » شاهنامه » گفتار اندر داستان فرود سیاوش » بخش ۲۴ - یافتن بهرام خسته، گرفتن تژاو، کشتن او به دست بیژن و مرگ و دخمهٔ بهرام
بدو گفت کاینک سر بیوفا
مکافات سازم جفا را جفا
فردوسی » شاهنامه » داستان بیژن و منیژه » بخش ۲ - آغاز داستان بیژن و منیژه: کشتن گرازان ارمان، فریب گرگین و بردن بیژن به ایوان افراسیاب
نگر تا چه بد ساخت آن بیوفا
مر او را چه پیش آورید از جفا
فردوسی » شاهنامه » داستان دوازده رخ » بخش ۳۱ - نبرد گودرز و پیران، گریز پیران به کوه، کشته شدنش و بازگشت با پیکر او
بدانست کش نیست با کس وفا
میان بسته دارد ز بهر جفا
فردوسی » شاهنامه » جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب » بخش ۱۷ - پیشنهاد نبرد تنبهتن افراسیاب، رد خسرو به رای رستم و کمین شبیخون
فزون کرد از این با سیاوش وفا
زبان پر فسون بود دل پرجفا
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۷۹ - پوزش شاه و بازگشت بزرجمهر به مقام
که با او چرا کرد چندان جفا
ازان پس کزو دید مهر و وفا
عیوقی » ورقه و گلشاه » بخش ۱۲ - شعر گفتن ورقه در مرگ پدر
بگفت: ای فرومایهٔ بی وفا
چه گویی تو در روی مردان جفا
عیوقی » ورقه و گلشاه » بخش ۱۴ - چو شد یار با بارهٔ گام زن
بیفتاد مسکین ستان برقفا
ربیع اندر آمد چو کوه صفا
عیوقی » ورقه و گلشاه » بخش ۱۶ - گرفتار شدن گلشاه
پس آنگه ببرم سرش از قفا
کزو وز تو دارم فراوان جفا
عیوقی » ورقه و گلشاه » بخش ۲۰ - پیمان بستن ورقه و گلشاه
ببستند پیمان و عهد و وفا
کزیشان کسی پیش نارد جفا
عیوقی » ورقه و گلشاه » بخش ۴۴ - رفتن شاه شام با گلشاه بر سر گور ورقه
ندیده ز یک دیگران جز وفا
نرفته به راه خطا و جفا
عیوقی » ورقه و گلشاه » بخش ۴۶ - باقی قصه ورقه و گلشاه
از آن هر دو آزادهٔ پر وفا
خبر شد بر احمد مصطفا
عیوقی » ورقه و گلشاه » بخش ۴۶ - باقی قصه ورقه و گلشاه
چو شاه این سخن راند با مصطفا
نبی گفت: اینست مهر و صفا!
فرخی سیستانی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۲
پیوسته همی جفا نمایی تو مرا
از برداری مگر تو دیوان جفا
آگاهی نیست از وفا هیچ ترا
ای جان پدر نه شیر مرغست وفا
