فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۲ - ارمایل و گرمایل و رهانیدن قربانیان مارهای مغزخوار روییده بر دوش ضحاک
چو آمد به هنگام خون ریختن
به شیرین روان اندر آویختن
فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۷ - کاوهٔ آهنگر و درفش کاویانی و ساخته شدن گرز گاوسر
یکی لشگری خواهم انگیختن
ابا دیو مردم برآمیختن
فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۲۰ - کشته شدن سلم و مرگ فریدون
گرش رای جنگ است و خون ریختن
نداریم نیروی آویختن
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی نوذر » بخش ۱۱ - کشته شدن نوذر به دست افراسیاب و نجات اسیران به شفاعت اغریرث
چه چاره است جز خون او ریختن
یکی کینهٔ نو برانگیختن
فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۸ - نامهٔ پرخشم کاووس، امتناع سیاوش از پیمانشکنی و دعوت افراسیاب به توران
چه باید همی خیره خون ریختن
چنین دل به کین اندر آویختن
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود » بخش ۱۵ - سخن دقیقی: آگاهی اسفندیار از مرگ زریر و بر گرفتن درفش کاویان
نگر تا نبینید بگریختن
نگر تا نترسید ز آویختن
فردوسی » شاهنامه » داستان هفتخوان اسفندیار » بخش ۱۴ - نامهٔ اسفندیار به گشتاسپ پس از پیروزی و پاسخ شاه
دگر آنک گفتی ز خون ریختن
به تنها به رزم اندر آویختن
فردوسی » شاهنامه » داستان هفتخوان اسفندیار » بخش ۱۴ - نامهٔ اسفندیار به گشتاسپ پس از پیروزی و پاسخ شاه
مبادا ترا پیشه خون ریختن
نه بیکینه با مهتر آویختن
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۲۲ - هماوردی تنهای رستم و اسفندیار بر لب هیرمند، پیمان بیمدد و شکستن نیزه و تیغ و گرز
اگر جنگ خواهی و خون ریختن
برین گونه سختی برآویختن
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۲۲ - هماوردی تنهای رستم و اسفندیار بر لب هیرمند، پیمان بیمدد و شکستن نیزه و تیغ و گرز
بباشد به کام تو خون ریختن
ببینی تگاپوی و آویختن
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۲۴ - خستن رستم و رخش به تیر اسفندیار، زینهار شبانه و سوگ نوشآذر و مهرنوش
که سودی نبینم ز خون ریختن
نشاید به مرگ اندر آویختن
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و شغاد » بخش ۴ - مرگ رستم: نکوهش شغاد، درخواست کمان، دوختن برادر به چنار و جان دادن تهمتن
تو چندین چه یازی به خون ریختن
به هر سو به تاراج و آویختن
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۱۲ - آزمون رمزی سکندر و فیلسوف، زدودن زنگار دل و نپذیرفتن زر و گهر
به بزم و به رزم و به خون ریختن
به هر جای با دشمن آویختن
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۲۴ - پند قیدافه به اسکندر، نام بیطقون و سوگند او به نیکی با خاندانش
مرا نیست آیین خون ریختن
نه بر خیره با مهتر آویختن
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۴۶ - مویهٔ مادر و روشنک بر مرگ اسکندر، به خاک سپردن صندوق و تأمل در فرجام جهان
ز بس رزم و پیکار و خون ریختن
چه تنها چه با لشکر آویختن
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اردشیر » بخش ۲ - زهر فرستادن بهمن از هند، سوءقصد دختر اردوان به جان اردشیر و فرمان کشتن او
اگر من سزایم به خون ریختن
ز دار بلند اندر آویختن
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شاپور ذوالاکتاف » بخش ۱۳ - تاجگذاری برانوش، نامهٔ زنهارخواهی به شاپور و پاسخ گشادهروی شاه
تو دانی که تاراج و خون ریختن
چه با بیگنه مردم آویختن
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد بزهگر » بخش ۱۲ - فرستادن جوانوی نزد منذر، خیرگی از دیدار بهرام گور و اندرز آشتی بیجنگ
کنون غارت از تست و خون ریختن
به هر جای تاراج و آویختن
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۴ - کشتن دو شیر، شب زناشویی پنهان بهرام با آرزو در خان ماهیار و فاش شدن هویت
به یک ماه یک بار آمیختن
گر افزون بود خون بود ریختن
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد هجده سال بود » بخش ۴ - پادشاهی بلاش پیروز چهار سال بود
که از جنگ و پیکار و خون ریختن
نباشد جز از رنج و آویختن
