بخش ۱۱ - بازگشت به مداین و آمدن منذر عرب
ز گیلان به راه مداین کشید
شمار و کران سپه را ندید
به ره بر یکی لشکر بیکران
پدید آمد از دور نیزهوران
سواری بیامد به کردار گرد
که در لشکر گشن بد پای مرد
پیاده شد از اسب و بگشاد لب
چنین گفت کاین منذرست از عرب
بیامد که بیند مگر شاه را
ببوسد همی خاک درگاه را
شهنشاه گفتا گر آید رواست
چنان دان که این خانهٔ ما وراست
فرستاده آمد زمین بوس داد
برفت و شنیده همه کرد یاد
چو بشنید منذر که خسرو چه گفت
برخساره خاک زمین را برفت
همانگه بیامد به نزدیک شاه
همه مهتران برگشادند راه
بپرسید زو شاه و شادی نمود
ز دیدار او روشنایی فزود
جهاندیده منذر زبان برگشاد
ز روم وز قیصر همیکرد یاد
بدو گفت اگر شاه ایران تویی
نگهدار پشت دلیران تویی
چرا رومیان شهریاری کنند
به دشت سواران سواری کنند
اگر شاه برتخت قیصر بود
سزد کو سرافراز و مهتر بود
چه دستور باشد گرانمایه شاه
نبیند ز ما نیز فریادخواه
سواران دشتی چو رومی سوار
بیابند جوشن نیاید به کار
ز گفتار منذر برآشفت شاه
که قیصر همیبرفرازد کلاه
ز لشکر زبانآوری برگزید
که گفتار ایشان بداند شنید
بدو گفت ز ایدر برو تا بروم
میاسای هیچ اندر آباد بوم
به قیصر بگو گر نداری خرد
ز رای تو مغز تو کیفر برد
اگر شیر جنگی بتازد بگور
کنامش کند گور و هم آب شور
ز منذر تو گر دادیابی بسست
که او را نشست از بر هر کسست
چپ خویش پیدا کن از دست راست
چو پیدا کنی مرز جویی رواست
چو بخشندهٔ بوم و کشور منم
به گیتی سرافراز و مهتر منم
همه آن کنم کار کز من سزد
نمانم که بادی بدو بروزد
تو با تازیان دست یازی بکین
یکی در نهان خویشتن را ببین
و دیگر که آن پادشاهی مراست
در گاو تا پشت ماهی مراست
اگر من سپاهی فرستم بروم
تو را تیغ پولاد گردد چو موم
فرستاده از نزد نوشینروان
بیامد به کردار باد دمان
بر قیصر آمد پیامش بداد
بپیچید بیمایه قیصر ز داد
نداد ایچ پاسخ ورا جز فریب
همی دور دید از بلندی نشیب
چنین گفت کز منذر کم خرد
سخن باور آن کن که اندر خورد
اگر خیره منذر بنالد همی
برینگونه رنجش ببالد همی
ور ای دون که از دشت نیزهوران
نبالد کسی از کران تا کران
زمین آنک بالاست پهنا کنیم
وزان دشت بیآب دریا کنیم
فرستاده بشنید و آمد چو گرد
شنیده سخنها همه یاد کرد
برآشفت کسری بدستور گفت
که با مغز قیصر خرد نیست جفت
من او را نمایم که فرمان کراست
جهان جستن و جنگ و پیمان کراست
ز بیشی وز گردن افراختن
وزین کشتن و غارت و تاختن
پشیمانی آنگه خورد مرد مست
که شب زیر آتش کند هر دو دست


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
منذر انوشیروان قیصر
هوش مصنوعی: کسری نوشین روان پس از چهل و هشت سال پادشاهی، به سمت مداین حرکت کرد. در راه، سواری به نام منذر از عرب به دیدار او آمد تا از خسرو سرفراز تقدیر و خاک درگاه او را ببوسد. کسری از آمدن او خوشحال شد و به بحث درباره قدرت قیصر روم پرداخت. منذر از سلطه رومیان گله کرد و کسری پاسخ داد که این حکم به دلاوری و خرد او بستگی دارد. فرستادهای برای قیصر ارسال کرد و به او هشدار داد که اگر خرد نداشته باشد، نتیجهی کارش شکست خواهد بود. قیصر در پاسخ صرفاً فریب گفت و از پاسخ به تهدیدات کسری طفره رفت که باعث خشم کسری شد و او تصمیم به نشان دادن قدرت واقعی خود گرفت.
هوش مصنوعی: عدهای از گیلان به سمت مداین، در حال حرکت بودند و هیچ نشانهای از پایان سپاه را نمیدیدند.
هوش مصنوعی: در مسیر، لشکری بزرگ و بیپایان نمایان شد که از دور نیزهداران آن دیده میشدند.
هوش مصنوعی: یک سرباز به شکل گرد آمد که در لشکر همانند مردی گرسنه بود.
هوش مصنوعی: سوار از اسب پیاده شد و دهانش را باز کرد و گفت که این منذر، نمایندهای از عربها است.
هوش مصنوعی: منذر عرب آمد تا شاه را ببیند و خاک درگاه او را ببوسد، یعنی به نشانهٔ احترام و ارادت به پادشاه و جایگاه او، به زمین درگاه نزدیک میشود.
هوش مصنوعی: شاه گفت: اگر فردا کسی به اینجا بیاید، خوب است، زیرا این خانه و این سرزمین متعلق به اوست.
هوش مصنوعی: فرستادهای به همراه خبر آمد و به زمین بوسه زد و سپس رفت، در حالی که همه چیز را یادداشت کرد و به خاطر سپرد.
هوش مصنوعی: منذر وقتی شنید که خسرو (کسری) چه سخنانی گفت، به احترام او به خاک زمین سجده کرد.
هوش مصنوعی: همینکه منذر به نزد شاه رسید، تمامی بزرگان و مهتران راه را برای او باز کردند.
هوش مصنوعی: شاه (کسری نوشین روان) از since دیگری پرسید و از این دیدار خوشحال شد و روحش پر از شادی و روشنی بیشتری گردید.
هوش مصنوعی: منذر، که فردی با تجربه و آگاه است، زبان به سخن گشوده و از رم و قیصر (امپراتوری روم) یاد میکند.
هوش مصنوعی: به او (منذر) گفتند که اگر تو پادشاه ایران هستی، باید از دلیران و مردان جنگی حمایت کنی و از آنها محافظت کنی.
هوش مصنوعی: چرا رومیان پادشاهی میکنند و در دشت، سواران خود را به سواری به پیش میفرستند؟
هوش مصنوعی: اگر شاه بر تخت قیصر مینشست، باید سرافراز و بزرگوار میبود.
هوش مصنوعی: مردم از شاه درخواست خواستهای دارند، اما او به دلیل بزرگی و مقامش، هیچ نیازی به شنیدن درخواستهای آنها ندارد.
هوش مصنوعی: سواران جنگی که در میدان نبرد مانند سواران رومی در دل شجاعت پیشرفت میکنند، هرگز زیر زرهی خود (جوشن) محفوظ نخواهند ماند و به کار نخواهند آمد.
هوش مصنوعی: شاه از گفتار منذر (یکی از شخصیتهای داستان) عصبانی شد چون قیصر (امپراتور روم) همواره خود را برتر و بزرگتر از دیگران میداند و به همین دلیل کلاه خود را بالا میبرد.
هوش مصنوعی: شاه (کسری نوشین روان) از میان لشکریان، شخصی را انتخاب کرد که بتواند سخنان آنها را بفهمد و بشنود.
هوش مصنوعی: به او گفت که از اینجا برو، تا من بروم. هیچ وقت در آباد کردن سرزمین، سستی مکن.
هوش مصنوعی: به قیصر بگو اگر عقل و درک نداری، پس فکر نکن که مغز تو عاقبت خوبی خواهد داشت و دچار عذاب خواهد شد.
هوش مصنوعی: اگر شیر جنگی به نبرد بیفتد، قبر او را هم به عنوان منزلگاهش میسازد و آب شور (خون یا زجر) نیز نصیبش میشود.
هوش مصنوعی: اگر از منذر (یکی از حاکمان عرب) خبری بگیری، او در هر حالتی با دیگران گفتگو میکند و برتری و مقامش را بر دیگران نشان میدهد.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی کسی را به نیروی چپ خود، که نمایانگر دشمنان و خطری است، بشناسی، باید اول از دست راست خود، که نشاندهندهٔ دوستان و یاران است، خود را جدا کنی. پس از این که مرزها را روشن کردی، قضاوت و جستجوی تو عادلانه خواهد بود.
هوش مصنوعی: من منبع هدایتی و بخشش برای سرزمین و کشورم هستم و در جهان، معتبر و برتر از دیگران به شمار میروم.
هوش مصنوعی: من هر کاری که شایسته من باشد انجام میدهم و دوست ندارم که بعد از من، نامی بد و ناخوشایند باقی بماند.
هوش مصنوعی: تو با عربها (تازیان) از در دوستی برخورد کن و در دل خود به حقیقت خویش نگاه کن.
هوش مصنوعی: منظور شاعر این است که قدرت و سلطنت من در خراسان (گاو) تا مناطق دوردست (پشت ماهی) نفوذ دارد و شامل حکمرانی بر سرزمینهای گستردهای است.
هوش مصنوعی: اگر من سپاهی به سوی تو بفرستم، شمشیر پولادین مانند موم نرم خواهد شد.
هوش مصنوعی: فرستادهای از طرف کسری نوشینروان آمد که سریع و تند مانند باد بود.
هوش مصنوعی: پیام فرستاده نوشینروان به قیصر (پادشاه روم) رسید و او از روی بیعلاقگی و ناپاکی، به سادگی به آن پاسخ نداد و از روی خشم و بیحالی شروع به چرخش و دوری کرد.
هوش مصنوعی: قیصر هیچ پاسخی به پیام او نداد جز فریبی، و از بلندی به نشیب (پایین) دور شد.
هوش مصنوعی: کسری نوشین روان میگوید که از شخص کمفهمی مثل منذر (منذر) که خرد زیادی ندارد، نباید به سخنانش اعتماد کرد، زیرا آنچه او میگوید به واقعیت نزدیک نیست و قابل باور نیست.
هوش مصنوعی: اگر منذر، که فردی ناچیز و کمخرد است، شکوایه کند، تنها بر رنجش خود افزوده خواهد شد.
هوش مصنوعی: اگر کسی از کران به کران دشت سربازان شجاع سری به بالا نکند، به تو بیارزشی میزند.
هوش مصنوعی: زمین به قدری پهن است که میتوان آن را گسترش داد و از دشت بیآب، دریایی ایجاد کرد.
هوش مصنوعی: فرستاده (پیامآور) خبرها را شنید و مانند گرد به سوی کسری آمد و همهٔ سخنانی که شنیده بود را به خاطر آورد.
هوش مصنوعی: کسری (پادشاه ایران) از شنیدن خبر برآشفته شد و دستور داد که برای قیصر (امپراتور روم) پیامی بفرستند، زیرا او را همرتبه با خود نمیدانست و میگفت که عقل او در برابر عقل قیصر برابری نمیکند.
هوش مصنوعی: من نشان میدهم او را که فرمانده کیست و در جهان به دنبال چه کسی است، او جنگ و پیمان را به عهده دارد.
هوش مصنوعی: از بلندی و سر بلندی تا کشتن و غارت و یورش بر مردم، هر چه که میباشد.
هوش مصنوعی: مردی که شهرنشین و غافل از عواقب کارهایش است، زمانی به پشیمانی میرسد که در شب، به خاطر شهوات و اشتباهاتش، دستانش را زیر آتش نگه دارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.