فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱۴ - لشکرکشی سلم و تور به ایران
بیامد به پیش سپه برگذشت
بیاراست لشکر بران پهندشت
فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۱۱ - انجمن کردن سام با موبدان پیرامون نامهٔ زال و پیشبینی موبدان مبنی بر زاده شدن پهلوانی بیمانند از رودابه برای زال
دو بهره چو از تیره شب درگذشت
خروش سواران برآمد ز دشت
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی نوذر » بخش ۱۰ - بازگشت زال، کشتن خزروان و کلباد و شکست شماساس و برخورد او با قارن
بیفگند و بسپرد و زو درگذشت
ز پیش سپاه اندر آمد به دشت
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیکاووس و رفتن او به مازندران » بخش ۱۶ - نبرد نهایی با مازندران، کشتن جویان و شاه جادو و سپردن تاج به اولاد
بیامد به ایران سپه برگذشت
بتوفید از آواز او کوه و دشت
فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۲۰ - زاری رستم بر مرگ سهراب، سوختن خیمه و گذشتن کاووس از کین توران
بدو گفت رستم که او خود گذشت
نشستست هومان درین پهن دشت
فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۴ - کامجویی سودابه از سیاوش، تهمت ناروا و گذر بیگزند او از کوه آتش
چو از کوه آتش به هامون گذشت
خروشیدن آمد ز شهر و ز دشت
فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۸ - نامهٔ پرخشم کاووس، امتناع سیاوش از پیمانشکنی و دعوت افراسیاب به توران
ببایست بر کوه آتش گذشت
مرا زار بگریست آهو به دشت
فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۹ - ورود سیاوش به توران، پذیرایی پیران و افراسیاب، پیوند با جریره و فرنگیس و بنیاد سیاوشگرد
بیابان بیاید چو دریا گذشت
ببینی یکی پهن بیآب دشت
فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۱۱ - فریب گرسیوز، خشم افراسیاب و بریدن سر بیگناه سیاوش به دست گروی زره
دو بهره چو از تیره شب در گذشت
طلایه هم آنگه بیامد ز دشت
فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۱۱ - فریب گرسیوز، خشم افراسیاب و بریدن سر بیگناه سیاوش به دست گروی زره
چو از شهر و ز لشکر اندر گذشت
کشانش ببردند بر سوی دشت
فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۲۰ - تاخت افراسیاب و پیران دربند، ستیز با باژخواه، و گذر کیخسرو و گیو و فرنگیس از جیحون
که چون گیو و خسرو ز جیحون گذشت
غم و رنج ما باد گردد بدشت
فردوسی » شاهنامه » داستان اکوان دیو » داستان اکوان دیو
چو از روز یک ساعت اندر گذشت
بیامد بدرگاه چوپان ز دشت
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود » بخش ۳۱ - سوگند اسفندیار بر کین ارجاسپ، جان دادن فرشیدورد و تاختن بر طلایهٔ ترکان
ز کنده به صد چاره اندر گذشت
عنان را نهاده بران سوی دشت
فردوسی » شاهنامه » داستان هفتخوان اسفندیار » بخش ۸ - گذر شبانهٔ اسفندیار از دریای بیبن، کشتن گرگسار و دو ترک و نومیدی از رویین دژ
بدو گفت شاه آنچ گفتی گذشت
ز گفتار خامت نگشت آب دشت
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی همای چهرزاد سی و دو سال بود » بخش ۵ - نبرد داراب با رومیان، آفرین و بخشش رشنواد و باژ فرستادن قیصر
همان پاس از تیره شب درگذشت
طلایه پراگنده بر گرد دشت
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی همای چهرزاد سی و دو سال بود » بخش ۷ - تاجگذاری داراب به دست همای، آشکار کردن نسب و پاداش گازران
کنون اختر گازر اندرگذشت
به دکان شد و برد اشنان به دشت
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی دارای داراب چهارده سال بود » بخش ۵ - شکست دارا در نبرد سهروزه، امان سکندر و برانگیختن ایرانیان در اصطخر
دگر باره از آب زان سو گذشت
بیاراست لشکر بران پهن دشت
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۵ - ده خواب شگفت کید هندی، ناتوانی دانایان و بازگفتن خوابها به مهران
چو نیمی ز هفتم شب اندر گذشت
جهنده یکی باره دیدم به دشت
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۱۹ - رفتن سکندر به بیتالحرام، کشتن تخمهٔ خزاعه و برکشیدن نژاد سماعیل
سماعیل چون زین جهان درگذشت
جهانگیر قحطان بیامد ز دشت
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۳۳ - سفر اسکندر و خضر در پی آب حیوان، جدایی در دوراهی تاریک و نوشیدن خضر از چشمه
چو لشگر سوی آب حیوان گذشت
خروش آمد الله اکبر ز دشت
