فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۲ - داستان زاده شدن زال نوزاد سپیدموی سام
شبی از شبان داغ دل خفته بود
ز کار زمانه برآشفته بود
فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۲۶ - زادن رستم، نامگذاری او، فرستادن پیکرش نزد سام و رشد شگفتانگیز کودک
شبانروز مادر ز می خفته بود
ز می خفته و هش ازو رفته بود
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی نوذر » بخش ۷ - گرفتار شدن نوذر به دست افراسیاب و فرار قارن
چو بشنید کاو پیش ازان رفته بود
ز کار شبستان برآشفته بود
فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۱۰ - خشم کاووس و فرمان بردار کردن رستم، زدن طوس، میانجیگری گودرز و بزم آشتی
پشیمان بشد زان کجا گفته بود
به بیهودگی مغزش آشفته بود
فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۱۷ - گفتوگوی سهراب با هومان، پیشنهاد آشتی، و رهایی رستم در کشتی نخست به فریب
به هومان بگفت آن کجا رفته بود
سخن هرچه رستم بدو گفته بود
فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۴ - کامجویی سودابه از سیاوش، تهمت ناروا و گذر بیگزند او از کوه آتش
سیاووش گفت آن کجا رفته بود
وزان در که سودابه آشفته بود
فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۸ - نامهٔ پرخشم کاووس، امتناع سیاوش از پیمانشکنی و دعوت افراسیاب به توران
بگفت آنک با پیلتن رفته بود
ز طوس و ز کاووس کاشفته بود
فردوسی » شاهنامه » داستان اکوان دیو » داستان اکوان دیو
بدان چشمه آمد کجا خفته بود
بران دیو بدگوهر آشفته بود
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی دارای داراب چهارده سال بود » بخش ۳ - سکندر در کسوت فرستاده نزد دارا، نگهداشت جامها، شناخته شدن و گریز شبانه
چو رفتند بیداردل رفته بود
نه بخت چنان پادشا خفته بود
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اشکانیان » بخش ۵ - شکار گور و ستیز اردشیر با پسر اردوان، خشم شاه و گماردنش به سالاری آخور
همه یاد کرد آن کجا رفته بود
کجا اردوان از چه آشفته بود
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۴۴ - بهرام گور: اندیشهٔ مرگ و شمار گنج، برداشتن خراج و فرمان کشت و آبادانی
که بااو ستارهشمر گفته بود
ز گفتار ایشان برآشفته بود
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۳۷ - خلعت نیاطوس و بازگشت رومیان، نیایش خسرو در آذرگشسپ و بخشش ولایتها
به آتش بداد آنچ پذیرفته بود
سخن هرچ پیش ردان گفته بود
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۵۰ - نامهٔ خاقان به گردیه، خواستگاری و پاسخ او پس از چهار ماه سوگ بهرام
بگفت آنچ خاقان بدو گفته بود
که از کین آن کشته آشفته بود
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۷۵ - شب خروش پاسبانان به نام قباد، بیداری خسرو، پناه بردن به باغ و تاراج کاخ
شب تیره شاه جهان خفته بود
چو شیرین به بالینش بر جفته بود
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۷۶ - شاخ گوهر باغبان و یافتن خسرو، پیشگویی مرگ میان دو کوه و تخت کوتاه قباد
که او را ستاره شمر گفته بود
ز گفتار ایشان برآشفته بود
فردوسی » شاهنامه » داستان دوازده رخ » بخش ۱۲ - نامهٔ گودرز به کیخسرو از حال سپاه و تهدید افراسیاب، رسیدن هجیر، نواخت و نیایش شاه
به خسرو نمود آن کجا رفته بود
سخن هرچ پیران بدو گفته بود
فردوسی » شاهنامه » داستان دوازده رخ » بخش ۱۲ - نامهٔ گودرز به کیخسرو از حال سپاه و تهدید افراسیاب، رسیدن هجیر، نواخت و نیایش شاه
سخن سر به سر چون همه گفته بود
ز پیکار و جنگ آن کجا رفته بود
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۴۴ - داستان مهبود با زروان
بگفت آنچ زروان بدو گفته بود
سخن هرچ اندر نهان رفته بود
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۷۱ - ساخت شطرنج برای نشان دادن صحنه جنگ به مادر
بگفت آنچ با مادرش رفته بود
ز مادر که برآتش آشفته بود
عیوقی » ورقه و گلشاه » بخش ۲۴ - رفتن شاه شام به دیدن گلشاه
شه شام را جان و دل رفته بود
که در آتش عاشقی تفته بود
