فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۱۰ - نامهٔ زال به پدرش و درخواست اجازه برای وصلت با رودابه
نگفتم من این تا نگشتم غمی
به مغز و خرد در نیامد کمی
فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۱۲ - آگاه شدن سیندخت از ماجرا و خشم گرفتن بر فرستاده و پرس و جوی چند و چون و کیستی خواستگار از رودابه
به خشم اندرون شد ازان زن غمی
به خواری کشیدش بروی زمی
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی گرشاسپ » بخش ۲ - جستجوی رستم به دنبال اسب، یافتن رخش و رام کردن او
چنین داد پاسخ که گر رستمی
برو راست کن روی ایران زمی
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی گرشاسپ » بخش ۳ - آرایش سپاه زال و افراسیاب در خوار ری و برگزیدن کیقباد برای پادشاهی ایران
شهی کاو باورنگ دارد ز می
که بیسر نباشد تن آدمی
فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۵ - زادن سهراب، پرسش از تهمینه دربارهٔ پدر و عزم لشکرکشی به ایران و توران
تو پور گو پیلتن رستمی
ز دستان سامی و از نیرمی
فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۱۴ - خروش سهراب بر کاووس، برکندن سراپرده، دیدار نخست با رستم و انکار نام
من ایدون گمانم که تو رستمی
گر از تخمهٔ نامور نیرمی
فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۱۰ - رشک گرسیوز از جاه و هنر سیاوش، بدگویی نزد افراسیاب و فریب سیاوش به زاری دروغین
ازان خواب بد چون دلم شد غمی
به مغز اندر آورد لختی کمی
فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۱۸ - جستن هفتسالهٔ گیو در توران، یافتن کیخسرو کنار چشمه و نبرد با سپاه پیران
نبودی دل من بدین خرمی
که روی تو دیدم به توران زمی
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود » بخش ۱۹ - سخن دقیقی: پیروزی اسفندیار، بخشیدن اسیران و سوگ گشتاسپ بر زریر
همه شب نخفتند زان خرمی
که پیروزی بودشان رستمی
فردوسی » شاهنامه » داستان هفتخوان اسفندیار » بخش ۴ - خان سوم اسفندیار: هشدار گرگسار، کشتن اژدها با گردون تیغدار و بیهوشی از دود زهر
ز گردون و آن تیغها شد غمی
به زور اندر آورد لختی کمی
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی داراب دوازده سال بود » بخش ۳ - جنگ دارا با فیلقوس در عموریه، گریز رومیان و آوردن ناهید با باژ به پارس
همه راستی باید و مردمی
ز کژی و آزار خیزد کمی
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۱۴ - راز جام زرد کید: کشیدن آب از گردون، پیمان پیران با میلاد و نهفتن گنج در کوه
همی آب یابد چو گیرد کمی
نبیند به روشن دو چشم آدمی
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۱۴ - راز جام زرد کید: کشیدن آب از گردون، پیمان پیران با میلاد و نهفتن گنج در کوه
بخوردند آب از پی خرمی
ز خوردن نیامد بدو در کمی
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۳۱ - نبرد سکندر با نرمپایان، کشتن اژدهای کوه، بانگ مرگ و رفتن به شهر زنان هروم
چو با راستی باشی و مردمی
نبینی جز از خوبی و خرمی
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۴۲ - نزدیکی مرگ اسکندر، اندرز ارسطو و پیمان ملوک طوایف و فال کودک شیرسر در بابل
سکندر چو بشنید زان شد غمی
به رای و به مغزش درآمد کمی
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۴۶ - مویهٔ مادر و روشنک بر مرگ اسکندر، به خاک سپردن صندوق و تأمل در فرجام جهان
همه نیکوی باید و مردمی
جوانمردی و خوردن و خرمی
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شاپور ذوالاکتاف » بخش ۱۴ - پذیرش باژ روم و واگذاری نصیبین، گشودن شهر نافرمان، مرگ قیصر و بنیاد شهرهای اسیران
مگر با سزاواری و خرمی
کجا روم را زو نیاید کمی
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شاپور ذوالاکتاف » بخش ۱۶ - سپردن تاج شاپور به اردشیر جوان، پیمان پسر خردسال، اندرز داد و مرگ شاه
می لعل پیش آور ای هاشمی
ز خمی که هرگز نگیرد کمی
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۴ - کشتن دو شیر، شب زناشویی پنهان بهرام با آرزو در خان ماهیار و فاش شدن هویت
تو گویی به بهرام ماند همی
چو جانست و با او نشستن دمی
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۶ - گشایش بارگاه و دعوت همگانی به دادخواهی
برفتند با شادی و خرمی
چو باغ ارم گشت روی زمی
