رودکی » مثنویها » ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه » بخش ۲۹
گفت: خیز اکنون و سازه ره بسیچ
رفت باید، ای پسر، ممغز تو هیچ
فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۶ - در آفرینشِ ماه
چراغ اَست مَر تیره شَب را بَسیچ
به بَد تا تَوانی تو هَرگز مَپیچ
فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۶ - کینهٔ سلم و تور ایرج را
نشاید درنگ اندرین کار هیچ
کجا آید آسایش اندر بسیچ
فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۳ - بازگشت زال از پیش سیمرغ و بزرگداشت او
ز خورد و ز بخشش میاسای هیچ
همه دانش و داد دادن بسیچ
فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۱۵ - رفتن زال نزد سام، شکایت از پدر و نوشتن نامهٔ شفاعت به شاه
که از رای او سر نپیچم به هیچ
درین روزها کرد زی من بسیچ
فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۱۷ - آمدن سیندخت نزد سام با هدایا و شفاعت برای کابل و پذیرش وصلت زال و رودابه
کز اندیشهٔ بد مکن یاد هیچ
دلت شاد کن کار مهمان بسیچ
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیکاووس و رفتن او به مازندران » بخش ۱۴ - رفتن رستم به عنوان فرستاده به مازندران، نمایش قدرت و بازگشت با خبر
وزان پس ورا گفت مندیش هیچ
دلیری کن و رزم دیوان بسیچ
فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۴ - کامجویی سودابه از سیاوش، تهمت ناروا و گذر بیگزند او از کوه آتش
بدو گفت ازین خود میندیش هیچ
هشیواری و رای و دانش بسیچ
فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۹ - ورود سیاوش به توران، پذیرایی پیران و افراسیاب، پیوند با جریره و فرنگیس و بنیاد سیاوشگرد
بگفت ستارهشمر مگرو ایچ
خردگیر و کار سیاوش بسیچ
فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۱۱ - فریب گرسیوز، خشم افراسیاب و بریدن سر بیگناه سیاوش به دست گروی زره
که چندین به خون سیاوش مپیچ
که آرام خوار آید اندر بسیچ
فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۱۶ - تاخت رستم به کین سیاوش در توران، نشستن بر تخت افراسیاب، بازگشت و خشکسالی هفتساله
تو درویش را رنج منمای هیچ
همی داد و بر داد دادن بسیچ
فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۱۶ - تاخت رستم به کین سیاوش در توران، نشستن بر تخت افراسیاب، بازگشت و خشکسالی هفتساله
نمانم که رستم برآساید ایچ
همی کینه را کرد باید بسیچ
فردوسی » شاهنامه » داستان هفتخوان اسفندیار » بخش ۱ - داستان هفتخوان اسفندیار
دریغش نیاید ز بخشیدن ایچ
نه آرام گیرد به روز بسیچ
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۶ - حرکت اسفندیار، فال ناخجستهٔ شتر و بریدن سرش، اردوزدن کنار هیرمند و رای فرستادن رسول به رستم
مرا گفت بر کار رستم بسیچ
ز بند و ز خواری میاسای هیچ
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۱۹ - بزم نیمروز نزد اسفندیار، پند آشتی رستم و پیمان نبرد فردا
تن خویش را نیز مستای هیچ
به ایوان شو و کار فردا بسیچ
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اشکانیان » بخش ۱ - ستایش محمود و نصر و بوالظفر، مژدهٔ بخشش خراج و اندرز داد و جاودانگی سخن
دریغش نیاید ز بخشیدن ایچ
نه آرام گیرد به روز بسیچ
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۲۹ - بخشش کشور بر پهلوانان، نکوهش بیداد یزدگرد و پیمان داد شاه با زیردستان
گنهکار یزدان مباشید هیچ
به پیری به آید به رفتن بسیچ
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد هجده سال بود » بخش ۴ - پادشاهی بلاش پیروز چهار سال بود
نباشد مرا سوی ایران بسیچ
تو از عهد بهرام گردن مپیچ
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۱۱ - فرمان ماهوی به کشتن یزدگرد، پند موبدان و رای پسر بر نابودی شاه
وزان جایگه جنگ لشکر بسیچ
ز رای و ز پوزش میاسای هیچ
فردوسی » شاهنامه » گفتار اندر داستان فرود سیاوش » بخش ۲۰ - نامهٔ سوگ و خشم کیخسرو بر کشته شدن فرود، سپردن سپاه به فریبرز و بند کردن طوس
ز رفتن شب و روز ماسای هیچ
بهر منزلی اسپ دیگر بسیچ
